خردخواهی و خودخوانی

زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد. سقراط

خردخواهی و خودخوانی

زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد. سقراط

سلام خوش آمدید

۵۴ مطلب با موضوع «زبان انگلیسی تخصصی فلسفه :: 53 اصطلاح پایه ایی فلسفی» ثبت شده است

Teleology:(tiːlɪˈɒlədʒi ) the belief that events occur with a natural purpose or design, or in order to achieve some specific goal

 

 

غایت شناسی : اعتقاد به اینکه حوادث (عالم ) با یک هدف یا طرح طبیعی ، یا به منظور رسیدن به یک هدف خاص رخ میدهند.

 

 

 

 

  • ۰ نظر
  • ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۱۳
  • حمید خسروانی

Social Contract: that idea people give up some rights to a government and/or other authority in forming nations in order to jointly preserve or maintain social order and security

 

قرارداد اجتماعی : نظریه ایی که مردم  برخی از حقوق خود را به دولت یا سایر مقامات درتشکیل دادن دولت ، برای حفظ اتحاد یا نگهداری امنیت و نظم اجتماعی ، تفویض میکنند. 

 

 ترجمه : حمید خسروانی

 

  • ۰ نظر
  • ۲۴ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۲۹
  • حمید خسروانی

Syllogism: a logical argument in which one proposition (the conclusion) is inferred from two others (the premises) of a certain form

 

قیاس : یک استدلال منطقی که یکی از گزاره های آن (نتیجه گیری ) از دو گزاره دیگر ( مقدمات ) گرفته شده است . با صورت وشکل مشخص. 

  • ۰ نظر
  • ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۵۵
  • حمید خسروانی

Scientific Method: the collection of data through observation and experimentation, and the formulation and testing of hypotheses

 

 

روش علمی: جمع آوری داده ها از طریق مشاهده و آزمایش، و فرموله کردن  (صورت بندی ) و تست فرضیه ها.

hypothese : فرضیه 

 

توضیح : این روش در علم تجربی به کار میرود . در مقابل روش فلسفی philosophy method که روشی عقلانی است. و ابزار روش علمی آزمایشگاه است اما روش عقلی تحلیلات عقلانی است.

 

  • ۰ نظر
  • ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۱۸
  • حمید خسروانی

Proposition:  (prɒpəˈzɪʃ(ə)n) the content or meaning of an assertion or declarative sentence, which is capable of being either true or false

 

گزاره : مفهوم یا معنی یک عبارت یا جمله ی  اخباری ، که میتواند هم درست باشد وهم غلط باشد .

 

 توضیح : دوستان عزیز نسبت بین جمله sentence , و گزاره proposition عم وخص مطلق است . یعنی هر گزاره ایی جمله است ولی هر جمله ای گزاره نیست . ممکن است جمله به جای گزاره که اخباری است ، انشائی باشد . 

 

ترجمه :حمید خسروانی 

 

                                                         

  • ۰ نظر
  • ۲۱ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۱۰
  • حمید خسروانی

Property: an attribute or abstraction characterizing an object, but distinct from the object which   possesses it.

فونتیک : (prɒpəti)

 

صفت : کیفیت یا ویژگی انتزاعی یک شیء . اما از خود شئی که دارای آن ویژگی است متمایز است . 

 

 

  • ۰ نظر
  • ۲۰ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۲۸
  • حمید خسروانی

Premise :  (prɛmɪs ) one of the propositions in a deductive argument. Essentially, it is a claim that is a reason for, or objection against, some other claim

 

 مقدمه (ی استدلال قیاسی ) : یکی از گزاره ها ( مقدمه ها )در استدلال قیاسی است . اساسا ادعا یا دلیلی است در برابر ادعا های دیگر. 

ترجمه حمید خسروانی

 

  • ۰ نظر
  • ۱۹ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۰۱
  • حمید خسروانی

Predicate:( prɛdɪkət )that which is affirmed or denied concerning the subject of a proposition (i.e. how we describe the subject of a proposition). The predicate is one of the two main constituents of a sentence (the other being the subject), containing the verb and its complements

 

محمول : آنچه که در حمل بر موضوع گزاره تایید یا رد می شود . (یعنی ما چگونه موضوع گزاره را توصیف می کنیم ). محمول یکی از دو پایه ی اساسی جمله است (دیگری موضوع است ) ، شامل فعل و مکمل های آن .

  • ۰ نظر
  • ۱۸ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۱۶
  • حمید خسروانی

Natural Language: a language that is spoken, written, or signed by humans for general-purpose communication ، ordinary language as opposed to formal or constructed languages

 

زبان مادری ( زبان طبیعی ) : زبانی که به وسیله ی انسان ها،صحبت ، نوشته ، یا طراحی شده است . برای استفاده های عمومی مانند ارتباطات ، زبان عادی در مقابل زبان رسمی (زبان قراردادی ).

 

ترجمه :حمید خسروانی

 

                                                                 

 

  • ۰ نظر
  • ۱۷ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۳۳
  • حمید خسروانی

normative :(ˈnɔːmətɪv) In philosophy, normative statements make claims about how things should or ought to be, how to value them, which things are good or bad, and which actions are right or wrong

 

 

دستوری  (هنجاری) : در فلسفه  سخن دستوری که  ادعا می کند چیزها چگونه  باید یا نباید انجام شوند، چگونگی ارزش دادن به آنها، اینکه چه چیز خوب است  یا بد است، و چه اقداماتی درست است  یا غلط است.

 

ترجمه : حمید خسروانی 

 

                                                             

  • ۰ نظر
  • ۱۶ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۰۱
  • حمید خسروانی
خردخواهی و خودخوانی

دکتر حمید خسروانی دانش‌آموخته حقوق و فلسفه
آدرس وبسایت رسمی. از سال ۱۳۹۹ مطالب من در این وبسایت منتشر می‌شود:
https://hamidkhosravani.ir/

آخرین نظرات
نویسندگان